ماجرا از 8 فروردین شروع شد ، وقتی که برای یک بازی با تیم سنتی عربستان در تهران از چند روز قبل رسانه ی ملی شروع به پخش کلیپ و آهنگ در باره ی "همت دلیران " ، " ایران " ، " قهرمانان " ، " ملی " و " حضور در ورزشگاه " کرد ، علی دایی با لحن تهاجمی خود از "برد" سخن راند .  ورزشگاه پر شد و بازی شروع .

لژیونرهای ما که در خارج شاخند ، برای ما می میرند و خونسرد بازی می کنند ، مهدوی کیا مثل همیشه ضعفش در گلزنی و شوت و تک به تک را نشان داد .


نهایتا گلی زدیم  و مردم شاد شدند .  محمود احمدی نژاد هم آمد مثل مسابقات کشتی ولی ورق برگشت و بازی مساوی شد . اگر این گونه بازی تمام می شد ، باز فقط دلخوری می بود و علی دایی می ماند . ولی دقیقه 92 شوتی سرکش کنج دروازه ی رحمتی را بوسید . دایی مقصر شد ،  برکنار هم .

احمدی  نژاد هم  در این بین از ورزشگاه  رفت ، مثل مسابقات کشتی . 


قرار شد مربی جدیدی انتخاب شود ، تکرار کمدی وارِ  تراژدی ِ انتخاب مربی در دوره قبل .خبرگذاری مهر از اتمام کار خبر می داد . فارس گمانه زنی می کرد . ایسنا خبر می زد و ما بودیم و خبر های متناقض . تا این که  فدراسیون قبل از برنامه 90  مایلی کهن را به عنوان مربی اعلام کرد . 90 شروع شد و مایلی کهن با تاخیر به برناه آمد . از لیوان آب ایراد گرفت ، عادل را جای فرزند خود قرار داد ، از دستهای پشت پرده انتخاب مربی های قبلی گفت ولی کسی نپرسید تو را که آنجا نشاند . از عملکردش دفاع کرد و هکذا .

ولی قضیه ادامه داشت بازی استقلال و سایپا بود که دعوا شروع شد و بیانیه 1 مایلی کهن  بیرون آمد و ما را در تحیر فرو برد . بیانیه 2 هم آمد و مایلی کهن گفت استعفا نداده ام ولی کفاشیان گفت تلفنی گفته است .

در همان روز سپاهان در خانه 1 بر هیچ باخت و پیروزی در خانه حریف 5 بر 1 به الغرافه باخت و آبکش شد . وینگادا ماند ولی در لبه ی پرتگاه  .  و باز ما ماندیم و تکرار دوباره ی کمدی وار ِ تراژدی ِ  انتخاب سر مربی تیم ملی . کاش افشین قطبی انتخاب شود که باید زودتر می شد . 

در هنگام نوشتن این متن به یاد آهنگ عقاید نئوکانتی محسن نامجو افتادم . اگر نشنیدی دانلود کنید :

http://mojtabaalemi.persiangig.com/audio/aghayed.mp3