فیلم پایان نامه

فیلم پایان نامه واقعا آغاز یک حرکت جدید برای نزدیک شدن سینما به واقعیت است . من هنوز فیلم را ندیده ام .فقط تیزرش را دیده ام.تناقض عجیب و غریب اپوزوسیون را خودشان اگر فهم کنند در میمانند . منتها (زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ).

تلاش گسترده برای القای اینکه این فیلم فروش نکرده است .اولا اگر فروش کردن شرط است پس با فروش 3 میلیاردی ملک سلیمان 1 و فروش 6 میلیاردی اخراجیها 3 که از هیچ کار برای کم کردن فروشش فروگذار نکردند از جمله انتشار نسخه پرده ای آن در سایتهایشان نتیجه میگیریم که اپوزوسیون چه قدر مفلوک شده.

وانگهی با فروش 66 میلیونی فیلم گل و بلبلی مثل فوتبالی ها طی 14 روز اکران به نظرم فروش 23 میلیونی این فیلم در 7 روز ( این کمترین آمار فروش گزارش شده است و فقط تهران ) قابل قبول است . ضمن اینکه دوستان اپوزوسیون تهرانی کلان شهر که خیال میکنند کل مملکت با آنهاست و میخواستند یک شهره انقلاب مخملی کنند باید بدانند در شهرستانی مثل سنندج و زابل و سمنان و ... آن خبرها نیست . طرفه آنکه در تهران هم خبر خاصی نبوده و با یار کشی و حرکات گله ای هم نتوانستند فروش جدایی را از اخراجیها در همان تهران بالاتر ببرند . امام حقیقت گمشده پشت این بازی ها این است که مردم زندگی عادیشان را میکنند . نه جدایی را برای حمایت از اپوزوسیون میبینند نه اخراجیها را برای حمایت از نظام . جوانی با دوستش بعد از دانشگاه قرار میگذارند  سینما. بعد هم حسب مورد یک فیلم را انتخاب میکند چه بسا سینمایی بروند که یک سالن دارد و حق انتخابی نیست . جوان دیگری با نامزدش در دوران اوج شور احساسی و جو برای وقت گذرانی میروند سینما . یحتمل اگر دخترک از عقده ای های ضد مرد باشد و شکاک ممکن است بگوید برویم جدایی . بعد از فیلم هم روکند به پسرک که شما مردها سر و ته یک کرباسید از سر خنده البته می گوید . یا نه گل و بلبل است فضا و همه چیز آرام پس میرود فوتبالی ها یا اخراجیها یا هر چیها .توییت کردن و لایک کردن و داغ کردن بس است . فکر . حلقه مفقوده فکر بی پیش داوریست.

فعلا در مشهد اکران ندارد پایان نامه ولی اگر جایی شروع شد نگاهش میکنم.

دشمنان احمق

دوستان جنبش سبزی با حمله به IMDB و نمره دهی فلگی به جدایی نادر از سیمین باعث شدند نمره این فیلم از فیلم های سه گانه ارباب حلقه ها و Inception و ... هم بالاتر برود.

واقعا خنده دار است . چند تا از امتیاز ها رو ببینین :

Inception : 8.9

lord of the rings 3 : 8.9

Angels & Demons : 6.7

Troy : 7

جدایی نادر از سیمین : 9.1 !!!!!

چندی پیش هم در حرکتی محیرالعقول مهدی کروبی جزء 100 متفکر برتر دنیا و رتبه 41 معرفی شد . لولیدن در فیس بوک و بی هدفی و به پوچی رسیدن نتیجه اش را این طور نشان میدهد.

بروزرسانی: امتیاز با بالاتر رفتن تعداد رای دهندگان شده ۸.۷

در مقابل فیلم گلادیاتور با ۸.۴ نظرتون چیه؟

لزوم حضور نیروهای ارزشی در صحنه

لزوم حضور نیروهای ارزشی در همه صحنه ها وجود دارد. وقتی بحث تکنولوژی می شود باید یک آدم مذهبی بیاید صاحب نظر باشد. باید رصد کننده های تکنولوژی ارزشی باشند. الان این طور جا افتاده که بسیجی ها (ی واقعی البته !) بویی از تکنولوژی و علم نبرده اند . مخالف اینها هستند. سرعت پایین اینترنت به خاطر اینهاست (خدا مسبب اصلی اش را لعنت کند) ، فیلترینگ عجیب و غریب کار اینهاست و ...

لزوم حضور ارزشی ها حتی در ساندویچی هم هست. شاید این جمله را درک نکنید ولی رد هم نکنید. به هر حال در قسمت های جدی این حرف خیلی مورد وثوق است. یکی از این صحنه ها سینماست. از یک بعد مقوله سینما و از بعدی دیگر خود مکانی که سینما نام دارد. این سالها یی که میگذرد ، احمد پور مخبر و جواد رضویان و ... و از طرفی دیگر نیکی کریمی و محمد رضا گلزار شده اند سوپر استار های سینمای ایران! (اشاره به تبلیغات تلویزیونی تصویر دنیای هنر) و لوده گری ها و هرزگی ها و مثلث های عشقی و اخیرا مربع های عشقی و ... و زن دوم و شکست عشقی و شک زن به شوهرش و ... فیلم های مارا احاطه کرده اند.حالا شهریار بحرانی با خرج زیاد و زحمت و کار و صرف وقت یک فیلم ارزشی ساخته. یک فیلم با تم قرآنی و ساختار سینمایی قوی و جلوه های ویژه قابل قبول.حالا اگر این فیلم فروش نکند و یک مشت مرفه بیدرد یا افراد فکر تعطیل که فیلم های گیشه را میبینند بر ما بچربند و این فیلم فروشی نکند(در داخل وگرنه در خارج از کشور این فیلم اکران دارد و آنها خوب ارزش این کار را در فضای سینمای آرماگدونی و آخرالزمانی حاکم بر دنیا خواهند دانست)چه انگیزه ای بر کارگردانان ارزشی میماند؟این فیلم که به شدت شبیه اوضاع فعلی کشورماست و در قسمتی از آن فتنه و اغتشاش انسانی علیه حکومت الهی را نشان میدهد، اگر مورد اغفال ارزشی ها قرار گیرد ، مورد اغفال دشمنان نیست. تخریب بیلبوردهای تبلیغاتی این فیلم در تهران دلیل همین مدعاست که چرا این فیلم را عده ای برنتابیده اند.

علت خشم فتنه گران از ملک سلیمان 

تاملی بر مفهوم فتنه در ملک سلیمان

اکران «ملک سلیمان» در خاورمیانه و ایالات متحده

ملک سلیمان؛ یک گام رو به جلو در سینمای جذاب دینی

ملک سلیمان


اکران شروع شد. عجالتا توصیه میکنم فیلم را ببینید. پست مفصل تری در این مورد در راه است.
        ملکی که پریشان شد،از شومی شیطان شد
                                                                       باز آن سلیمان شد،تا باد چنین بادا!

در چشم باد !

متن این پست کامنتیه که داداشم مسعود توی وبلاگ علیرضا شیرازی داده بود . خوشم اومد :

البته درسته که من نسل سومی هستم و جتگ رو ندیدم اما فیلم های فاخر سینمای دفاع مقدس رو دیدم . فیلم هایی مثل دوئل و به کبودی یاس و ... و سریال شاهکار در چشم باد .
مخصوصا دوئل . اگه دوستان چند سکانس اول فیلم دوئل را دیده باشند مفهوم حمله هوایی را بهتر می فهمند .
ولی در عوض افرادی همچون ده نمکی با ساخت فیلمی همچون اخراجی ها ، جنگ را گل و بلبل نشان می دهد . فیلمی که در آن لباس های سربازان تمیز و اتو کشیده است و اوج صجنه های حماسی اش قطع شدن پای زخمی زیر شنی تانک است و ... که ننگی در سینمای ایران است تحریفی از تاریخ .
در حالی که سریالی همچون در چشم باد ، واقعیت جنگ به تصویر می کشد و تمامی سکانس ها و شخصیت هایش از روی فیلم های واقعی ظبط شده و مستند جنگ است و در سکانس هایش قطع شدن و پرتاب شدن تکه های گوشت طبیعی است و ... .
و این حداقل وظیفه من و هم نسلی هایم است که از این گونه تحریف جلوگیری کنیم و حقیقت تاریخ را زنده نگه داریم .

ادامه نوشته

جلسه ای صمیمی با حاتمی کیا

این هفته سه شنبه ساعت 12 و نیم ظهر ابراهیم حاتمی کیا در دانشکده ی ما (دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ) حضور پیدا کرد . وقتی رسیدم جلوی آمفی تئاتر دیدم یه جمعیت زیادی دم در وایستادن و سر و صدا و ... و در بسته . سر و صدای شدیدی بود و در که باز شد همه ی دختر ها که دم در بودند ریختن تو و جیغ زدن و ما موندیم بیرون . رفتیم اون آمفی تئاتر روبرو که تصویر شو می انداختن رو پرده . به هر حال اومد و اول صدای طرف ما قطع بود و بعد هم هی قطع و وصل داشت و مجری کار هایی می کرد که طرف ما فقط بهش می خندیدن .


ادامه نوشته

دلنوشته ای بر اشکها و لبخندها

یک ژانر در سینمای ایران هست که شاید در جاهای دیگر نباشد  شاید هم از لحاظی بتوان گفت کلی از فیلم های هندی و یا آمریکایی در این ژانر قرر می گیرند : ژانر خنده

اسامی مختلفی می توان بر آن نهاد ولی مهم این است که موضوع این ژانر این است که باید بیننده بخندد بدون دلیلی خاص ، در فضایی تخیلی و غیر واقعی با کاراکتر هایی همین گونه . جالب آن که در همین هدف هم ناکام می مانند . خنده که بماند یک لبخند که صرفا به دلیل رفتارهای احمقانه و دروغی کاراکترها بر لب می نشیند . شاید اگر این کار را یک کارگردان تازه کار یا کسی که کار قوی در کارنامه ندارد می ساخت از کنارش مثل همه ی کار های دیگر ضعیفی که این سال هل می بینیم می گذشتیم ريا، اما حسن فتحی چرا؟

ادامه نوشته