باوجود آن که حساسیت جنگ در سال‌های پایانی بالاخص عملیات‌های کربلای چهار و پنج بر هیچ‌کس پوشیده نیست برخی اختلاف سلیقه‌ها بین فرماندهان سپاه و ارتش، گاه موجب ناهماهنگی‌هایی بین این دو نهاد دفاعی ایران می‌شد. یکی از مهم‌ترین این اختلاف نظرها اختلافات صیادشیرازی (فرمانده نیروی زمینی ارتش) و محسن رضایی است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال 65 خود که با نام اوج دفاع که به زودی منتشر خواهد شد، در خاطرات روز 24 فروردین در این باره می‌نویسد: «با توجه به ضعف در دفاع از خطوط پدافندی، آقای رضایی را به جانشینی خودم انتخاب کردم و به آقای صیاد ماموریت دادم که در سمت معاونت ایشان همکاری کند. صیاد هم آمد، ابهاماتی داشت که برطرف کردم. احکام را صادر کردم و ابلاغ نمودم.»

فردای آن روز صیادشیرازی در اعتراض به این امر استعفا داد. هاشمی می‌گوید: «آقای صیادشیرازی به عنوان اعتراض به تعیین آقای محسن رضایی به عنوان جانشین من، از فرماندهی نیروی زمینی استعفا داده و رونوشت برای من و امام هم فرستاده است. تلفنی علت را پرسیدم، چون دیروز پذیرفته بود. گفت دیروز غافلگیر شدم.

آقای سرهنگ سهرابی رییس ستاد هم آمد و مخالف با جانشینی آقای رضایی بود و می‌گفت باعث تضعیف روحیه ارتشی‌ها شود. با احمد آقا جریان را در میان گذاشتم. نظرش این است که باید حرفمان را پس نگیریم. آقای رضایی به همین دلیل نتوانسته ستاد خود را تشکیل دهد. این جریان مشکلی در جنگ خواهد آفرید. باید با ظرافت عمل شود.»

به دنبال تعویض فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی، برخی این امر را نشانه‌ای از اصلاحات داخلی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی محسوب کردند، به خصوص در محافل خارجی این قضیه بازتاب وسیعی داشت، هاشمی به این تعویض اشاره کرده و می‌نویسد: «شورای عالی دفاع جلسه داشت. آقای حسنی سعدی به عنوان فرمانده جدید نیروی زمینی تعیین شد. آقای صیاد در طول دفاع مقدس خدمات زیادی داشته، اما اختلافات درون ارتش و بین سپاه و ارتش، کار را به این‌جا رساند. خیلی متاثرم.»

حتی با وجود این تغییرات هم اختلاف سلایق همچنان بین این دو نهاد ارزشمند انقلاب باقی می‌ماند. هاشمی درباره یکی از این موارد در عملیات کربلای پنج می‌نویسد: «با فرمانده نیروی زمینی، دکتر روحانی، رفیق دوست، رشید، باقری و سنجقی در مورد کمک نیروهای رزمی و توپخانه ارتش به جبهه جنوب جلسه‌ای داشتیم.

آقای حسنی سعدی (فرمانده نیروی زمینی) مقاومت می‌کرد و مخالف بود و مایل است نیروهایش را در غرب در نقاط دیگری غیر از نفت شهر - که ناموفق بوده است - به کار گیرد. فرمانده سپاه اصرار دارد که به عملیات کربلای پنج کمک شود. 48 ساعت وقت دادیم تا سعدی طرح‌هایش را برای غرب بیاورد تا تصمیم بگیریم.»

وی در خاطرات دو روز بعد خود با اشاره به پیشنهاد ارتش می‌گوید: «پیشنهاد چهار عملیات محدود در مناطق غرب و شمال غرب را دادند. آقای رضایی گفت بهتر است که امکانات آن‌ها به جنوب بیاید و سپاه را پشتیبانی کند. گفتم تصمیم‌گیری را به بعد می‌گذاریم... اصرار آن‌ها برای گرفتن امکانات از ارتش بود و موفقیت را مشروط به وجود توپخانه بیشتر و تانک و نفربر می‌دانستند.»

از طرف دیگر سپاه که نیاز شدیدی به امکانات داشته، نامه‌ای به امام نوشته و درخواست یکصد تانک، یکصد نفربر و سه ضد هوایی، 57 شنی‌دار و ده گردان توپخانه کرد.

امام خمینی(ره) در پاسخ‌ نامه محسن رضایی نوشتند: «بسمه تعالی. جنابان حجتی الاسلام آقای خامنه‌ای و آقای هاشمی- اعزهم‌الله تعالی با وضعیت بسیار خطیری که با آن مواجه هستیم شرعا و عقلا لازم است برای رساندن مایحتاج رزمندگان جان بر کف کربلای پنج سریعا اقدام شود. مسامحه د ر این امر، یک فاجعه خدای نخواسته ممکن است به بار آورد.»

هاشمی ادامه می‌دهد: «بالاخره با مشورت با آقای روحانی ذیل دستور امام، به نیروی زمینی ارتش نوشتم که اقلام درخواستی را برای مدت 5 هفته در کنترل سپاه قرار دهند.»

با این همه سعدی فرمانده نیروی زمینی ارتش با ارسال نامه‌ای به امام از دستور هاشمی برای تحویل تجهزات موردنیاز سپاه انتقاد می‌کند که امام در پاسخی صریح بر ضرورت عمل کردن به دستورات فرمانده جنگ تاکید می‌کند.

از نکات جالب توجه کشف مقادیری راکت در هوانیروز بود که خود هاشمی رفسنجانی از بلااستفاده ماندن آن در حین نیاز ابراز تعجب کرده و ذیل خاطرات 19 بهمن 65 می‌نویسد: «آقای مرتضایی معاون آقای فروزنده (رییس ستاد قرارگاه خاتم) آمد. از وجود مقدار قابل توجهی راکت 2/5 خبر داد که مورد استفاده قرار نگرفته و خواستار تحویل بخشی از آن به سپاه بود. این راکت‌ها برای هلی‌کوپترها خریده شده که نیاز به آن‌ها کمتر است. عجیب است که بعد از حدود هفت سال جنگ، امکانات استفاده نشده کشف می‌شود.»

به نظر می‌رسد گاه این اختلاف نظرها به حدی بوده که امام هم مجبور به واکنش می‌شوند. در پایان به بیانات امام خمینی (ره) در 23 اسفند 65 اشاره‌ای می‌نماییم:

«ما باید فکر این معنا باشیم که یک وقت خدای نخواسته به تدریج اختلاف واقع نشود.... یک دسته بیایند بخواهند یک طرف را بکشند، یک دسته هم یک طرف دیگر بکشند- در حالی که نیست الان، این طور دارند می‌گویند- اگر خدای نخواسته- یک جرقه‌ای پیدا بشود، دنیا این را بزرگ خواهد کرد تا آن‌جایی که بگویند ایران الان دیگر هیچ چیز درش نیست... عقل ما و دیانت ما و اسلام ما و همه چیز اقتضا می‌کند که حالا وقتی بنا شد که همه با هم بدند با هم خوب بشویم، طرفدار هم باشیم.

ارتش طرفدار سپاه باشد، سپاه طرفدار ارتش باشد و همه ارگان‌ها طرفدار هم باشند. این نخواهد ارتش را از بین ببرد، ان نخواهد سپاه را از بین ببرد، آن نخواهد دولت را از بین ببرد، آن نخواهد قوه قضایی را از بین ببرد، همه باید باهم باشند.
این یک تکلیف الهی- شرعی است به عهده ما و به عهده همه ملت.»

منبع : آینده نیوز